السيد جعفر السجادي

318

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

مشاهده مىكند 4 - نور دوم عاشق نور اول است 5 - نور دوم عاشق نورالانوار است 6 - نور دوم واجب بالغير است 7 - نور اول بر نور دوم قاهر است 8 - نورالانوار بر نور دوم قاهر است در نور سوم هم مشاهدات و شهود او نسبت به نور دوم و اول و نورالانوار است و شهود نورالانوار نسبت به نور اول و دوم و سوم به انواره انعكاسى و مستقيم و عشق نور سوم به نور دوم و اول و نور انوار و قهاريت نورالانوار و نور دوم و سوم و همين‌طور مشاهدات ، شوق‌ها و عشق‌ها و قهاريت‌ها فزون مىشود و انوار طوليه و عرضيه فزون مىشود . قواهر طوليه در دو مرتبه ، انوار عرضيه . ارباب انواع به اندازه بىنهايت موجود مىشوند . انواع جسمانيه بىنهايت به وجود آيند . . به اضافه افلاك ، نفوس فلكيه يا مدبّرات فلكيه ، نفوس مدبرّه انسانيه ، طبقات ملائكهء مقربين . 3 - افلاطون و پيروان او نظام خلقت را در مثل تجسم كرده‌اند كه همان ارباب انواع باشد وى عالم را دو بخش كرده است . فيزيك و متافيزيك ، عالم ماوراى طبيعت اصل است و عالم طبيعت سايه و ظل عالم ماورا است ، عالم ماورا عالم ارباب انواع است كه از ديدگاه او مثل الامثال در رأس مخروط قرار دارد و عالم اجسام در قاعدهء آن اين خلقت مخروطى شكل كه البته در تصوير مىتوان نظام خلقت او را به شكل مخروط تصور كرد بدين گونه است كه مثل الامثال و رب الارباب از ذات مبدأ اول به وجود آمده است و فيض به تدريج متكثر و ارباب انواع يا مثل تكثر يافته‌اند تا به عالم اجسام كه قاعدهء آن مخروط است . عالم مثل عالم پايدار است و عالم انواع جسمانيه غير پايدار و در معرض كون و فساد . 4 - عارفان منشأ جهان خلق را در نظام آفرينش اعيان ثابته مىدانند و گويند جهان وجود قبل از بروز و ظهور و تشكّل به اشكال و صورت‌هاى عينى همه در مرتبهء علم حق به وجود علمى بوده‌اند و اين وجود علمى اشياء را عيان ثابته ناميده‌اند . اين اعيان ثابته بر حسب ارادهء حق و شرايط خاص از عالم علم به عالم عين آيند و مراتب وجود از مفارقا عقليه و نفسيّه و افلاك و اجسام تا هيولى همه از عالم غيب كه علم حق باشد به عالم عين آمده است . جهان وجود عبارت از اسما و صفات ذات حق‌اند و منشأ آن‌ها علم حق است پس جهان وجود مرتبهء ظهور و بروز علم حق است كه از آن‌ها به اسما و صفات تعبير شده است . قهرا اين دسته از عارفان كه ظاهرا ابن عربى و شاگردان مكتب او باشند نظام خلقت را بدان صورت كه فلاسفه و يا اهل كلام گفته‌اند قبول ندارد . 5 - اهل كلام نيز قايل به حد فاصل بين وجود و عدمند و گويند ممكنات نه موجودند و نه معدوم و بلكه حد فاصل بين وجود و عدم‌اند كه از آن‌ها به ثبابتات ازليه تعبير كرده‌اند و گفته‌اند مورد ارادهء حق كه مىفرمايد « إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » چيست ، معدوم است يا موجود . اگر معدوم باشد عدم نتواند متعلق اراده باشد و اگر گفته شود كه وجود است تحصيل حاصل لازم آيد . پس شىء است و شىء نه موجود است و نه معدوم . 6 - نظر ملا صدرا در باب نظام آفرينش ضمن التقاطى بودن و جمع بين مشاء و اشراق و عرفان بر اساس اصالت و وحدت وجود است و همهء ممكنات مراتب وجودند و جهان خلقت